و نحن اقرب اليه من حبل الوريد

             قلزم تلاوت

هوايش باز نزديک از عروق گردن است امشب

خيالش شهپر آسايش روح من است امشب

عروج يک تنفس همزبانی موج ها دارد

نهادم، صد تلاوت قلزم رقصيدن است امشب

اگر در انعقاد ابر خواهش نيست اجزايم

چرا پيهم سياق ديده ام باريدن است امشب

چه روحی در ضمير مريم عشقم دميد آخر

که چشم انتظارم مايل آبستن است امشب

اگر چه گندم اميد از کشت تنش چيدم

هنوزم آرزو در سينه خرمن خرمن است امشب

چه رويش بود در شخم وفا بذر محبت را

که دشت آرزو هايم سراپا گلشن است امشب

بتاب ای ماهتاب سرمدی در سينه ام دايم

شب شک از حضور نور رويت روشن است امشب

بيا از پردهء اوهام بيرون، يوسف مطلب!

فقط حايل ميان ما و تو پيراهن است امشب

 

/ 20 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
KHALIFA - NAANBAAY

کوتاهه جان بچه ابغه سلامم نثارت! ( شکستم توبه ام زاهد تو هم بشکن سر خم را ) در جستجوی همين شعر ام، اگر امکان دارد برايم از طريق (E - Mail) به آدرسِ (khameer@parsimail.com) بفرست. ( شنيدم به گوش قاتل مردم روح بودا گفت-- که اينک هم ترا خون سنگ بر گردن است امشب-- هر چشمی که بینی منتظر به ره است در کشور--آن چشم هم نیز منتظر بر ره مردن است امشب-- ظلم و استبداد جاری در کشور و من نا توان-- شرمنده از اين خونم که جاری بر تن است امشب-- تبر در دست کور افتاده شاخ فرهنگ بشکسته-- خدايا گردنش بشکن که بشکن بشکن است امشب.) فدايت.

هارون راعون

سلام بر بزرگمردانی که اين کلبه را زينت می بخشند و شاخهء نمه سبز الهام مرا شکوفان قلمداد می کنند. قربان اين محبت های شما نازنينان شوم که می بالم، نه از اينکه مرا به نام مقدس شاعر صدا می زنيد؛ که می آييد و مرا از زمزم تشويق می نوشانيد تا چشمهء مقدس شعر در من جاری شود. بياييد بياييد که خيلی انتظارم

هارون راعون

جناب سميع رفيع عزيز! لطف زينت نازنين که بی نهايت است. خانه ای که زينت جان برايت ترتيب داده با خانهء عمرت آباد باد. آنجا هميشه خواهم بود.

هارون راعون

دوستان عزيز، خليفه نانوای، کوتاههء بلند همت، زينت جان گرانقدر، ابراهيم ادهم ( قربان اين نام مقدس) ، ابراهيم جان بی تخلص و محترم الهام گارجی! قربان محبت های شما نازنينان، نميدانم زنده گی انترنيتی آنقدر مرا انحصار نموده که زنده گی اجتماعی گاه گاه در مقابلش زنگ می بازد؛ البته از برکت محبت شما بزرگان نازنين. صميميت چقدر خوب است. عيد همهء شما عزيزان مبارک. برزگی سروده است: ..... کارد را بر حلق اسماعيل پيغمبر نهاد / بعد از آن بر مومنانش عيد قربان آفريد. هميشه اينجا بياييد و هر گهی که خواستيد به همديگر تان نيز پيام بگذاريد؛ اين که ديگر خانهء من نيست، خانهء همهء شما عزيزان است.

KHALIFA - NAANBAAY

با سلام مجدد! حلول پر ميمنت عيد بر شما تهنيت بادا!

KHALIFA - NAANBAAY

همه را سلامی از خليفه نانبای بادا! کوتاهه جان نامهء که از طريق پست برقی فرستاده بوديد رسيد، سپاس بيکران. و هم جوابيه به آدرس شما فرستاده شد اميد دريافت داشته باشيد.

محمد صادق دهقان

درود بر هارون عزيز. هميشه سر زنده باشی با شعرهای گرمت. بی تعارف گرم بود. برخی خيلی سنتی است و حال گير يعنی حال و هوای روز ندارد. برخی هم که واقعا می زند توی خال (اينش ديگر به قول دوستای ايرانی). عيد قربانتان شاد باد.

zinat

هارون عزيز: حلول عيدي سعيد را به شما و فاميلي عزيزتان تبرك می گويم وارزو دارم روزهاي عيد را به خوشی سپری كنيد/ سبزباشي/ زينت

Same Rafi

هارون گل، عيد شما مبارک، آرزومندم با تمام فاميل و دوستان شاد و خرم باشيد. (بخدا همين زينت جان در همه امور اول نمره است.) رفیع

Same Rafi

هارون جان گل، قرار وعده ايکه کرده بودم ، آمدم شعر زيبايت را خواندم. خواستم نظريات خود را بنويسم ،ديدم که گپ به دراز ها کشيد. حالا ترا در سايت خود دعوت ميکنم تا نظريات مرا در باره قلرم تلاوت بخوانی. البته من از ديدگاه خود چيزيکه برداشت کرده ام همان را بدون کم وکاست و پالش پيش چشم دوستان گذاشته ام. اگر سهو يا اشتباهی از من سرزده باشد، با بزرگواريت ببخش. رفيع