سلام  دوستان گرانقدر و مهربان!

از پيام های نازنين تان خيلی سپاس. صالح محمد خليق و شفيق پيام را در انجمن قلم کابل با رامين انوری و محترم نهفته ملاقات کردم. شب را با محترم پرتو نادری در نزد يکی از دوستان فرهنگی و شعر سرا عبدالرحمن پرويز بوديم و صبح آن شب از کابل جان به مزار شريف رفتم و مجير عزيز، عفيف باختری و عصيان گرانقدر را از نزديک ديدم و در محفل ادبی شان نيز شرکت کردم.

بعد از ختم محفل به جانب کهندژ ( کندز) آمده می خواستم گلنور بهمن را ببينم که روز جمعه بود و در دفتر مديوتيک تشريف نداشت.

اکنون از انترنيت کافی تالقان مرکز ولايت تخار اين پيام را می نويسم.

راستی آب و هوای وطن نازنين ما خيلی لذت بخش و رو ح نواز است.

من بعد از دوازده سال به افغانستان می آيم. جای همهء شما به جان برابر ها خاليست، اما ياد های تان هميشه اينجا است.

پس فردا دوباره با کابل جان از راه سالنگ ها خواهم رفت و آنجا دوستان ديگری را خواهم ديد.

قربان يکايک شما عزيزان!

وطنم خاطرهء توغ و درفش است و شهيد

                      عمر ها مردم بيگانه در او باخته است

 

/ 27 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید مهدی موسوی

سلام عزيز! با مطلبي تحت عنوان ‹غزل امروز: دايناسوري با دامن ميني ژوپ› و يك شعر تقريبا قديمي به روزم!! حتما سر بزن

هارون راعون

سلام عزيزان و دوستان گرانقدرم ! پيام های نازنين تان چشمانم را روشن نمود. من هنوز هم در کابل جان بسر می برم و هوا پيما تا هنوز جرئت نکرده که به سوی تاجيکستان پرواز کند. روز پنجشنبه وعده کرده اند که ۱۷ فبروری شود. در مزار شريف، کندز و تخار خيلی خوش گذشت و هميشه ياد دوستان نقل مجالس ما بود. از مرضيه جان، پيام عزيز و مرسل ماه جان سپاس. مرسل جان همين اکنون در انترنيت کلپ شهر نو کابل نشسته ام و برايت عکس را فرستادم. خليفه نانبای عزيز! با همان شماره دوستان برايم چندين مرتبه زنگ زدند، انتظار تيلفونت می مانم. خواهرک قندول و نازنينم بهاره جان از تيلفون هايت يک جهان سپاس، سلام های تو نازنين و استاد سميع رفيع را به استاد حيدری و جودی رساندم و برای همه ء ما دعا کرد. زينت تمام وبلاگ ها را هميشه ياد می کنيم و همه دوستان با نامش آشنا استند.... بقيه در پايين...

هارون راعون

ببخشيد که بقيه در پايين نوشتم، بايد می نوشتم بقيه در بالا. به هر حال، از خاطره جان، محمد عارف و جانان عزيز متشکرم که با پيام های نغز شان مرا خوشنود نمودند. رامين انوری نازنين! خاطرهء آن شب زيبا هميشه در ذهنم خواهد ماند و اکنون هم من در کابل جان استم برايت امشب زنگ می زنم. از محترم سيد مهدی موسوی نيز سپاسگذارم. دوست هفت هنرم سميع جان رفيع را صد ها سلام! در کنار شاه محمود نوروزی نشسته بودم و برايت تيلفون کردم خانه نبودی، راستی سرک ها خيلی بيرو بار دارند و راستی که در پياده رو ها نيز ممکن است آدم را موتر بزند. قربان شما عزيزان! ببخشيد که جواب های شما نازنينان را اينجا نوشتم، به خير تاجيکستان که رفتم برای هرکدام شما عزيزان پيام خواهم نوشت. قربان يکايک تان.

هارون راعون

زينت جان عزيز! برای ناديه جان فضل هم مجله فرستادم اما برگشت خورد چون از خانهء قبلی شان کوچ کرده بودند و مرا در جريان نگذاشتند. به هر حال اگر در دوشنبه آن مجله را دريافت کردم دوباره برايت می فرستم. لطفا آدرس دقيقت را برايم بنويس. خليفه نانبای عزيز! تا پرواز در اين شماره استم : ۰۰۹۳۷۹۳۳۱۲۱۱ . دوستتان دارم

مـــــــــــــرســــــــــــــل مــــــاه

هارون جان عزيز ممنون از عکسی که فرستادی واقعآ که حرف نداشت . برايت ايميل می فرستم

قطره

عرض سلام و ارادت خدمت راهون صاحب اميد که صحت مند باشيد. بنده خيلی خوش هستم که با شما اشنا شدم. از مطالب که از اب و هوای وطن عزیز توصیف کرده بودید خواندم. من نیز ارزو میکنم که چند روزی به وطن هستی همه روز هایت عید وشب هایت مثل برات بگذرد. به امید روزی که همه هموطنان مهاجر ما نیز بیایند و در وطن زندگی کنند و از اب و هوای وطن مستفید شوند. باز هم گفتگو خواهیم کرد با تشکر از بهاره جان نیز که او باعث شد تا من با شما اشنا شوم. ازین به بعد من اکثرا بالای نت ميباشم. باز هم کدام خدمتی اگرباشد به من اميل کنيد من هر گپی که باشد به بهاره جان ميرسانم. والسلام

آسيه

برادر گرامي ام هارون جان سلام بر شما. اميدوام با همه عزيزان صحت و سلامت باشيد, و انشالله سفر تان به خوبي و خوشي سپري گردد. خوشحالم كه با ديدن ديدار دوستان و مروري از خاطرات گذشته از ديار زيبايمان بر ميگرديد. سفرتان بي خطر و خداوند لايزال يارو مددگارتان باد. خواهر كوچك شما آسيه

Rahela Yar

هارون راعون گرامی سلام! از آنچه که نوشته اید برمی آید که سفرنامه ی تان پر از خاطره های خوش ونشست های بانشاط با عزیزان بوده است. همین گونه امیدوارم برگشت تان نیزدر کنار خانواده باصحت وعافیت میسر گردد. موفق باشید.

نوا

به نام دل...سلام دوست قديمی...نمی دونم آيا نوا رو به خاطر داريد..امروز به دفتر قديميم سر زدم و کامنت ها رو خوندم...سعی کردم به همه ی دوستای قديمی سر بزنم...مدتيه که برگشتم و دفتر جديدی رو باز کردم . خوشحال ميشم تا باز مثل قبل رفت و آمد داشته باشيم. يا حق

میثم ریاحی

سلام... اولين باره بهت سر می زنم .کارای خوبی داری .به ما هم حتما سری بزن .يا علی.