تقدیرِ قناری

تقدیرِ  قناری

 

بگو آهسته تر خیلِ  پرستوی بهاری را

که این جا شاخه هم می پروراند انتحاری را

 

چنان از انفجارِ  ناگهانی مرده باور ها

که در گهواره کودک  می مکـد بی اعتباری را

 

یکی در گریه ی خود سبز می روید، مگر سرخ است

که با لبخندِ  حیله می کشد رسمِ  مداری را

 

نمی لرزد میانِ  جاده های سردِ  احساسش

که با تابوتِ  ارزش ها کند روشن بخاری را

 

گذشت آن روز ها کز ریگ، روغن می کشید این جا

کنون از خونِ  ملت می کشد بویِ  "هزاری" را

 

نتنها خون، که تیغِ  مکر شان پیوسته می ریزد

زلالِ  آبروی مفتِ  مریم های جاری را

 

پرستو رفت و بلبل با کبوتر سیخ و آتش شد

کنون با تیر می دوزند تقدیرِ  قناری را

*

*

/ 13 نظر / 50 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کاکه تیغون

سلام بر راعون عزیز خوب است که این طرف ها هم گذر می کنید و دنیای وبلاگ را کاملاً به دست فراموشی نمی سپارید وگرنه ما کجا این شعر مبارک را زیارت می کردیم؟

پریچهر

بسیار بسیار زیبا ... از جان درود [گل]

پریچهر

بسیار بسیار زیبا ... از جان درود [گل]

سیب سرخ

هارون عزیز شاید بیشتر از یک سال است از شعرهای ناب شما دور بودم مانند همیشه بلکه بهتر از همیشه یافتم . موفق باشید

سیب سرخ

هارون عزیز شاید بیشتر از یک سال است از شعرهای ناب شما دور بودم مانند همیشه بلکه بهتر از همیشه یافتم . موفق باشید

ژاله

سلام استاد عزیز وبلاگ شما رو به صورت اتفاقی در لینک یکی از دوستانم دیدم و با وبلاگتون آشنا شدم و خیلی لذت بردم. خوشحال می شم که شما را در لیست دوستانم داشته باشم. اگر شما هم مایل هستید میتونید وبلاگ من را به اسم همیشه بهار (هوشنگ ابتهاج) لینک کنید و به من اطلاع دهید که وبلاگ با ارزشتون رو به چه اسمی لینک کنم با سپاس[گل]

فراخوان

((فراخوان)) تمدید مهلت ارسال آثار به جشنواره شعر دانشجویان و طلاب تا پایان مردادماه (شعر، مجموعه شعر منتشر نشده، مقاله) 30 جایزه 5 میلیون ریالی 3 جایزه 10 میلیون ریالی f.poem2@gmail.com www.shahrestanadab.com/jashnvareh

حسین تقدیسی

آن جا که ماه تاب می خورد آن جا که واژه ها می درخشند ...این جا به وب نوشت شما راه می برد.

ری را جویباری

سلام دوست عزیز... دعوتید به میهمانی واژه هایم: فرش نهصد شانه می خواهی در جهازت؟ ری رای من؟! دردانه ام! این شانه ها امنی برای بودنت نیست حتی اگر دختر عموجان...