بيا دف بزنيم

سلام حضور یکایک عزیزانی که این کلبه را باز می کنند!

این هم یک غزل  گونهء تازه که در برنامهء ( مهمان یار ) در تلویزیون طلوع نیز خوانده شد:

              بیا دف بزنیم

آسمان معبد جان است بیا دف بزنیم

خانهء عشق کلان است بیا دف بزنیم

لحظه ها جاری مستانهء رود است اینجا

هر چه موج است روان است بیا دف بزنیم

سبد ثانیه ها را همه مستی پر کن

که زمین مست زمان است بیا دف بزنیم

مشرب پیر محبت طرب  بیداریست

زاهد خفته جوان است بیا دف بزنیم

هیچکس در پی آزار کسی اینجا نیست

گرگ این بیشه شبان است بیا دف بزنیم

به سر مرگ زمستان گل سوری ببریم

پشت صد کوچه خزان است بیا دف بزنیم

/ 50 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

سلام خدمت هارون محترم جهان سپاس از حضور سبز تان بر کلبه بارانی من. حق داريد که کاپی کردی و کوشش ميکنم که از اين بهتر تر تصاوير را در وبلاگم برای شما قرار دهم. باز هم در انتظار حضور نيک تان ميباشم. باز هم شعر تازه سروده ام و در انتظار نظرات ادبی و محترمانه شما ميباشم. با حرمت

دریاباری

درودت میقزستم راعون عزیز. تحابف مبارک رسید.... ممنون .

ليلا

سلام دوست خوبم متشکرم از حضور سبزتان شعرتان هم بسيار زيبا بود رويای شيرين من چون بید مجنونی سرم خم می شود یکسو و اختر های شعر من به دستم می زند سوسو ... برایت شعر می خوانم و سر بر دامنم داری برایم قصه می گویی به آرامی ، به دلداری ... بهشت کوچک ما را هزارن پولک رنگی چه زیبا می کند کنون چه آوازی ! چه آهنگی ! ... همین ها بس ... نسیمی می وزد برما خدایا من نمی خواهم دگر چیزی از این دنیا ...همین رویای شیرین را نگیر از من ، نگیر از ما...

محمدی

درود و سلام مه نيز دنبال تان بسيار بودم مه نمی فامم که حالی کجا هستين و نمبر کجا می خوايين و اما مه ايران آمدم و يزد هستم ۰۰۹۸۹۱۳۳۵۵۶۸۴۲ موبايل است و خانه هم ۰۰۹۸۳۵۱۶۲۵۵۳۰۷ و در ضمن غزا زيبايت را تبريک می گويم و خوش وخرم زی

زينت

سلام هارون جان / اميد كه خوب باشيد/ زينت

علی واثق بختياری

سلام خدمت برادر عزيزم آقای راعون: بعد از سلام و احترامات من تصميم بر آن گرفته ام تا سايتی را از شاعران عزيز خود تهيه دارم و در دسترس علاقمندان شعر واگذارم. اميد وارم تا مختصر معلومات در باره خود در ايميل بنده ارسال داريد با احترام

مژگان مشتاق

...زندگی رشته هايی از لحظات است...بيا دف بزنيم! و... عشق پايه زندگی است بيا دف بزيم! از شعرتان لذت بردم! تا بعد خدا يارتان!

موسی

سلام و درود دوست عزیز شعرتان بسیار زیبا و قشنگ است البته پیش از آنکه وبلاگتان را ببینم شعرتان را در سایت کابل نات خواندم... بسیار عالیست... راعون جان من هم وبلاگی دارم که در آن پارچه شعرهایی که تازه سرودنشون رو شروع کردم گذاشته ام.... و برای اصلاح و عبور از خط شاعری محتاج نظرات نیکت هستم.... امید است که دریغ ننمایید...

شقايق

اشعار شما مرا متحول ميسازد در رويا هايم ديدم اين سروده را رامشگران مانند شعر بوی جوی موليان حضرت رودکی با دف و چنگ ميخوانند و باز آن صبح را از پنجره چشمان راعون ميديدم و جهانم زيبا بود ! سبز و موفق باشی قربان شما شقايق

ضیا

راعون جان اشعارت ما را به رویا ها میبرد. اشعارت واقعاً زیباست سبز و سر بلند باشی